ايرج افشار
6
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
خسته و مانده مىشوند كه بدون مزاحمتى مردم آن حدود آنها را صيد و دستگير مىسازند . در نواحى گرمسير بلوچستان خرما و موز يك قسم ميوهء هندوستانى است و برنج و پنبه و غيره به عمل مىآيد و نارنج و ليمو و ساير مركّبات هم خوب مىشود . و در نواحى ييلاقات آنجا انجير و انار و انگور و سيب و زردآلو و گيلاس و گلابى و گردو و سدر وفور دارد و گندم و جو و ذرّت و ارزن و لوبيا و ماش و هر قسم سبزى و خضريّات بخصوص پياز در همهء نقاط بلوچستان جز يك دو نقطه در سواحل دريا به عمل مىآيد . در مكران يك قسم ميوهاى هست كه ترشمزه و درخت او شبيه به درخت سدر است و او را جام « 1 » مىنامند . در سرحد سنجد زيادى به عمل مىآيد و انار بىحسّهء « 2 » درشت خوشطعم ممتازى دارد . و در سمت شمال سرحدّ جنگلهاى زيادى از ارجن « 3 » و بادام تلخ است و نيز در سرحدّ گياهى مثل خارشتر مىرويد كه اهالى آنجا آن را مىخورند و خاك نرمى به روى آن گياه مىپاشند و پس از چندى كه آن خاك مخلوط با شيرهء آن گياه شد آن خاك را ضبط كرده [ 2 الف ] در وقت احتياج آن خاك را در آب مىريزند و صاف كرده آب ترشمزهء خوشطعم او را شربتى خوشگوار كرده به عوض افشره مىنوشند و مىگويند خيلى محلّل و براى سوء هضم مفيد است . حيوانات آنجا گاو ، شتر ، الاغ ، گوسفند است و در كوهستانش يوز ، پلنگ ، گرگ ، كبك ، تيهو و در صحراها آهو بسيار است . اما خوك و گورخر كمياب . در بمپور و دشت درّاج فراوان و ارزان . هفت دانهء آن را به يك قران مىفروشند . قماش و پارچههاى مصنوعى آنجا عبارت از كرباس و يك نوع پارچهاى است كه از پشم شتر و گوسفند مىبافند و مىپوشند . حالا ديگر شروع به نگارش نواحى بلوچستان مىنمائيم كه هيجده ناحيه است .
--> ( 1 ) . در تلفظ محلى جم ( خ . آريا ) ( 2 ) . كذا ، ظاهرا - خسته يا هسته ( 3 ) . در تلفظ محلى آرجن ( خ . آريا )